هیچ چیزی اصل نیست

05ur

وقتی مردم به چیزی می‌گویند «اصل» در نُه مورد از هر ده تا، صرفا منابع مربوطه را نمی‌شناسند.
هنرمند خوب درک می‌کند که هیچ چیزی نیست که از هیچ بیاید. همه‌ی کارهای خلاقه بر چیزهایی که از قبل وجود داشته‌اند بنا شده‌اند. هیچ چیزی کاملا اصل نیست.
در کتاب مقدس آمده است: «هیچ چیز جدیدی زیر آسمان نیست.»
بعضی‌ها این تفکر را ناامید کننده می‌یابند ولی من را از امید سرشار می‌کند. همان طور که نویسنده فرانسوی، آندره ژید، می‌گوید «هر چیزی که لازم است گفته شود تا حالا گفته شده. ولی از آن جا که هیچ کس گوش نکرده لازم است که همه چیز دوباره گفته شود.»
اگر از بار تلاش برای اصل بودن خلاص شویم می‌توانیم از کوشش برای ساختن چیزی از هیچ دست برداریم و تاثیر را در آغوش بگیریم به جای  این که از آن فرار کنیم.

هر ایده‌ی جدیدی آمیزه یا ترکیب جدیدی از یک یا چند ایده‌ی قدیمی‌تر است. ژنتیک مثال خوبی است. شما یک مادر و یک پدر دارید و ویژگی‌هایی از هر دو آن‌ها. اما حاصل جمع شما بیش‌تر از سهم آن‌هاست. شما ترکیب جدیدی از پدر و مادر و همه‌ی نیاکان‌تان هستید.
درست همان طور که یک شجره‌نامه‌ی خانوادگی دارید، شجره‌نامه‌ای از ایده‌ها هم دارید. شما نمی‌توانید خانواده‌ی خود را انتخاب کنید اما می‌توانید معلمان و دوست‌های‌تان را انتخاب کنید و می‌توانید موسیقی‌ای که گوش می‌کنید انتخاب کنید و می‌توانید کتاب‌هایی که می‌خوانید انتخاب کنید و می‌توانید فیلم‌هایی که می‌بینید انتخاب کنید.
شما در واقع آمیزه‌ای از چیزهایی هستید که می‌گذارید وارد زندگی‌تان شوند. شما حاصل جمع این تاثیرات هستید. نویسنده‌ی آلمانی، گوته، می‌گوید «ما از آن چه به آن عشق می‌ورزیم شکل گرفته و ساخته شده‌ایم.»

بخشی از کتاب مثل هنرمندها بدزدید

شیوه معماری آذری

گنبد کبود (مراغه)

شیوه اول معماری آذری (معماری دوره ایلخانان) در حقیقت استمرار معماری رازی است، با این تفاوت که کاربرد‌ها در معماری رازی تقریبا مردم‌گراست مانند ساخت میل‌ها، مقابر، مساجد لکن در معماری آذری اول، ساختارها غالباً حاکم‌گراست. و نیز عنصر آمود آجر مهری (نقشینه) و گچ‌بری بسیار رایج و برجسته است.
تبعاً تمرکز قدرت و ثروت در حاکمیت‌های فراگیر و خودکامه باعث پیشرفت معماری و دیگر هنرهای ظریفه خواهد شد. این پدیده پس از استیلای مطلق سلجوقیان بر ایران همواره معمول بوده است.
اگر شاهد ظهور اختران تابناکی در فلسفه، علوم، ریاضی و شعرای آزاده‌ای چون عمرخیام، مولانا، سهروردی، خواجه‌نصیرالدین طوسی، سعدی، حافظ، عراقی، خواجوی، ملاصدرا، ملاهادی سبزواری، بایزید بسطامی، میرداماد، صائب و هاتف هستیم باید شرایط جغرافیایی و اجتماعی رشد آن‌ها را در نظر داشت. مضافاً می‌دانیم این بزرگان برای بیان افکار خود راه رمز و استعاره را برگزیدند و برخی از آنان کشته راه اندیشه‌های خود شدند.
با تدبیر خواجه نصیرالدین نسبت به جمع‌آوری هنرمندان در آذربایجان، شیوه آذری شکل گرفت. و به نام محل تولد آن نام‌گذاری شد.
شیوه آذری به دو دوره تقسیم می‌شود: دوره اول، از زمان پایتخت شدن مراغه توسط هلاکو و جانشینان او که مرکز آنان آذربایجان بود، و دوره دوم از زمان تیمور و انتخاب سمرقند به عنوان پایتخت است.
به علت مقطع زمانی خاص، شیوه آذری اول، از ویژگی‌هایی برخوردار است: عجله در ترمیم و بازسازی ویرانه‌ها، نیاز به بهره‌برداری از ابنیه بیشتر، صدور احکام مستبدانه‌ی ایلخان و… این موارد از مهمترین عواملی تاثیر‌گذار در این شیوه است.
در حالی که معماران و استادکاران متبحر از میان رفته بودند و یا در انزوا روزگار پیری را می‌گذرانیدند، گاه شاهد اشتباهاتی در طرح و سازه‌ بناها هستیم.
کلیل آذری که در آذربایجان رایج بود، مورد استفاده دیگر نقاط نیز قرار گرفت. چفت‌های هفت و پنج بجای اصول ترسیمی درست خود با نسبت‌های هفت و پنج ساخته می‌شد، که این خود باعث تغییرات شکلی و عدم ایستائی لازم در آن‌ها می‌شد. «درگاه اصلی گنبد سلطانیه به این صورت اجرا شده است». این نقیصه بعدها توسط معمار و ریاضی‌دان بزرگی چون غیاث‌الدین کاشانی و معماران نامداری چون قوام‌الدین شیرازی، غیاث‌الدین شیرازی و زین‌العابدین شیرازی اصلاح شد. در شیوه اول آذری اندازه‌ها و ابعاد نسبت به شیوه‌های قبلی «بعد از اسلام» در برخی از بناها بزرگتر اجرا شده است.
دهانه ایوان ارگ علیشاه 4 گز از ایوان مدائن بزرگتر است و مقبره الجایتو با دهانه‌ای معادل 24 گز (5/25 متر) بزرگترین بنای اسلامی بعد از مسجد ایاصوفیا در استانبول است.

بخشی از کتاب تاریخچه و شیوه‌های معماری ایران

باغ نظر شیراز

217

شاردن سیاح فرانسوی که در سال 1674 از شهر شیراز دیدن کرده، آن را دل‌فریب و زیبا یافته است. شاردن می‌نویسد: «زیباترین محل‌ها در شیراز باغ‌های عمومی است او تعداد این باغات را از 120 افزون می‌داند او می‌گوید: این باغ‌ها تنومندترین درختان جهان را در خود جای داده‌اند… درختانی از قبیل سرو، چنار و کاج…»
تعداد زیادی از باغ‌های قدیمی شیراز که در سفرنامه‌ها و یادداشت‌ها از آن‌ها نامبرده شده ، بر اثر گذشت زمان و وقوع حوادث ناگوار از بین رفته است. مثل باغ اتابک، باغ بهجت‌آباد… اما خوشبختانه تعدادی کم باقی مانده است مثل باغ دلگشا، باغ گلشن، باغ نظر و باغ جهان‌نما.

باغ نظر در دوره کریم‌خان زند بسیار وسیع و دارای ردیف‌های متعدد درختان سرو و کاج بوده. البته برخی بر این باورند که این باغ قبل از کریم‌خان زند نیز وجود داشته است ولی به سبب، ساخت یک کوشک، حوض‌های فواره‌دار و خیابان‌ بندی‌های جدید، بانی آن را خان زند می‌دانند.
باغ نظر در اوایل دوران قاجار نیز یکی از بهترین باغ‌های شیراز بوده است. فرصت‌الدوله شیرازی در آثار عجم باغ نظر را در دوره قاجاریه بدین گونه توصیف می‌کند: «آن را باغ شهر و باغ حکومت نیز می‌گویند، این باغ محل جلوس و حکومت است طرح آن را مرحوم وکیل ریخته و در وسطش یک کلاه فرنگی چهار فصل ساخته و در چهار سمت آن چهار حوض بزرگ قرار داده… این باغ را سه درب است، یکی در سمت جنوب غربی، دیگر در سمت شمال غربی که از آن در به میدان توپخانه می‌روند و بر سر آن عمارتی است و… درب دیگر در سمت شمال غربی که از آن به میدان طویله (مشق) می‌روند، در پشت عمارت خورشید خلوتی است و در وراء آن خلوت ارگ است.»

قسمتی از کتاب تاریخچه و شیوه‌های معماری ایران

برش گزینشی در عکاسی

041

عکاسی فقط به معنای یک تک‌عکس نیست.

من وقتی این مجموعه را عکاسی کردم دنبال فقط یک عکس بودم اما بعدا وقتی عکس‌ها را در کنار هم دیدم معلوم شد مجموعه‌ای دارم که با همدیگر خیلی خوب جواب می‌دهند. چیزی که من در این عکس‌ها دنبالش بودم فقط اسب و آسمان آبی بود. این که سر اسب‌ها را به طور کامل در کادر نگرفتم کاراکتر بیشتری به آن‌ها می‌دهد. باعث می‌شود گستاخ‌تر از یک اسب «معمولی» به نظر برسند. آسمان، آبی عمیق دلپذیری دارد که از افزایش کنتراست حاصل شده است. موقع عکاسی خورشید پشت سرم بود و باعث شد آسمان به رنگ آبی عمیق ثبت شود. همه‌ی این عکس‌ها در دوربین بریده‌ شده‌اند. موقع نگاه کردن از منظره‌یاب سعی کنید تصور کنید چه چیزی را خواهید برید و خیلی ساده نزدیک‌تر بروید تا به تصویر مطلوب‌تان برسید.
من می‌توانستم از کل سر اسب عکس بگیرم و بعد در فتوشاپ آن را ببرم، اما خوب نیست که به برش بعد از عکاسی عادت کنید چون کیفیت وضوح عکس پایین می‌آید.

بخشی از کتاب ترفندهای عکاسانه